|
|
|
|
|
اَينَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِكَربَلا سلام امروز واسه تون فقط يه شعر دارم…..از آقاي محمد غلام مهدوي چقدر آسمان كم است براي اينهمه غروب ….. بيا كه عشق مي رسد وراي اين همه غروب من از سكوت كوچه ها به انتظار مي رسم ….. بگو كجاست هلهله، كجاي اين همه غروب رسيد بغض تا گلو گرفته رنگ غم جهان ….. چرا سكوت كرده ايم براي اين همه غروب من از سكوت جمعه ها به غربت زمين خوشم ….. كنون با مي دمد به ناي اين همه غروب سكوت رنگ ديگريست بهانه هاي گريه كو ….. بيا كه شب دميده در هواي اين همه غروب حق يارتون |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هجدهم تیر 1384ساعت 1:22 توسط مهدي تهراني
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بچه ها به من توي خدمت خيلي خوش ميگذره....افتادم قسمت بهداري اونم توي سپاه....واقعا شانس آوردم.....برم سر اصل مطلب همونطور كه ميدونيد و رسانه هاي دني هم گوش فلك رو پر كردن آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور منتخب ايران شده خود من شخصا بهش رأي دادم.... اين روزا ميبينم كه حرفايي بر عليه و يا در طرفداري از اون زده ميشه....شايعاتي هم پشت سرش ميگن كه آدم اول از شنيدنشون شاخ درمياره و بعدش از خنده روده بر ميشه....مثل طرح جداسازي !!!!آسانسور ادارات براي زنان و مردان و يا تحريم شركت ژيلت براي توليد لوازم اصلاح !!البته اين دومي كار خودم بود خداييش من ميخوام بدونم بعضيا واسه باز كردن عقده دلشون تا كجا وايسادن..... تا اونجا كه خودشونو با اين حرفا مضحكه ديگران كنن؟؟ ولي از جانب ديگر ميبينم كه آقاي احمدي نژاد رو با خيليا مقايسه ميكنن....كه البته شهيد رجايي فقط يكيشونه...ولي به نظر من همونطور كه نبايد قبل از شروع فعاليت پشت سر ايشون بصورت منفي صحبت بشه، نبايد اينطور باشه كه فكر كنيم (نعوذباالله)منجي عالم امكان اومده پايين وقراره كه معجزه كنه... خدايي نكرده نميخوام ايشون رو به عدم توانايي متهم كنم ولي حداقل اجازه بديم كه كارشو شروع كنه و از نتيجه اون در موردش قضاوت كنيم.... ولي خداييش پاك بودن يه مسئول توي اين دوره و زمونه حتي از توانايي و تخصصش هم مهمتره... حق يارتون....تا بعد ......زهي خجسته زماني كه يار باز آيد ........ ما كه در آتش عشق تو پر و بال زديم ........ پاي بگذار كنون بر سر خاكستر مـا اي ظهور غزل آخـــــــر ديــوان قــضـــا ........ پر شد از خون جگر هر ورق دفتر ما |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دهم تیر 1384ساعت 1:26 توسط مهدي تهراني
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام... بالاخره اين آموزشي هم تموم شد و برگشتيم خونه.... اگه هم دوره اي من هستي بايد خدمتت بگم كه بزودي يه وبلاگ هم واسه بر و بچ دوره خودمون ميزنم...اگرم همينجوري اومدي تو بايد اول بگم خوش اومدي و ثانيا اينكه ناراحت ميشم اگه وبلاگو بخوني و بدون دادن نظر فلنگو ببندي.....سعي كم مطالبمو در مورد موضوعات سياسي و غيره كه قبلا نوشتم بخوني....فعلا خدا نگهدار... ......و اينم يه شعر قشنگ از خانم مريم تيكني خدا كند كه بيايد بهار كوچه ما ........ و پر شكوفه شود كوله بار كوچه ما دعاي ساده من كاش مستجاب شود ....... دوباره سبز شود برگ و بار كوچه ما كجا «هميشه مسافر» قدم گذاشته اي؟ .......... شبي بيا به خدا تا ديار كوچه ما من از نگاه تو خواندم غريبه نيست دلت ......... كه هفت پشت تو هست از تبار كوچه ما تو از بهار نوشتي به قاب پنجره ام ....... همين نوشته فقط يادگار كوچه ما در اشتياق صدايت نشسته اند هنوز ......... هزار كفتر چاهي كنار كوچه ما |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم تیر 1384ساعت 0:37 توسط مهدي تهراني
|
|
||