|
|
|
|
|
بيا باغ و گل بي قرار تو اند ..... شب و پنجره وامدار تو اند در اين بغض و ترديد و ناهمدلي ..... دل و ديده در انتظار تو اند غزل را بگو بي قراري بس است ..... كه اين بيتها سر به دار تو اند نشان يقيني در آن كوچه باغ ..... بيا كوچه ها بي قرار تو اند درختان همه ارغواني شدند ..... شهيدي ز خون و تبار تو اند به آن سيصد و سيزده تن عزيز ..... كه فرمانبر و رازدار تو اند اگر بغض و ترديد و ناهمدلي است ..... همه عاشق بي شمار تو اند «فريده يوسفي» |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد 1384ساعت 2:9 توسط مهدي تهراني
|
|
||
|
|
|
|
|
بازم سلام… ايندفه نميدونم در مورد چي بايد بنويسم… آخه موضوع كم آوردم… خبر مهم امروز برگزاري مراسم تحليف آقاي احمدي نژاد بود….كي كه چشم اميد خيليا بهش بسته شده… اما اينكه بتونه يا نه بايد منتظر بود و ديد… من هم مثل اون خيليا اميدوارم كه تو كارش موفق بشه…هرچند راه بسيار سختي در پيش رو داره. نميشه انتظار معجزه ازش داشت……و نميشه انتظار داشت كه ظرف 1 يا 2 ماه همه كارا درست بشه…و لي حداقل ميشه اين انتظارو ازش داشت كه در كوتاه مدت حداقل چند كار كوچيك ولي مؤثر انجام بده تا اميد مردم بازم بيشتر بشه. درسته كه از انتخابات مدت نسبتا زيادي گذشته ولي لازم ميدونم اينو بگم كه اين يكي از دموكراتيك ترين انتخاباتي بود كه در سالهاي اخير جهان برگزار شده بود…. آخه ميدونيد همه دنيا ميخواست كه هاشمي رفسنجاني در بياد آمريكا، اروپا و حتي كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس هم همين مسئله رو بصورت تلويحي اعلام ميكردن ولي خواست ملت چيز ديگه اي بود و با رأي خودشون كس ديگه اي رو واسه رييس جمهور شدن انتخاب كردن… خب اينم شعر اين هفته كه كار خانم طاهره باقريه: سبز خواهم شد اگر بخشي مرا يك جرعه آب …… از زلال كاسه ناب حضورت آفتاب! نذر چشمت مي نشينم هر سپيده منتظر …… مي كنم پر كوچه را با بوي اسپند و گلاب دردها مي بارد از ديروزهاي تا كنون …… كيمياي عشق فردا لحظه اي بر ما بتاب اي طنين گامهايت نبض روياهاي من …… كاش دستي مي كشيدي روي زخم التهاب كوچه هاي شعر ما در انجماد لحظه هاست …… تا ابد مگذارمان در بند يلداهاي خواب در شبي اينگونه لبريز از عطشهاي نياز …… كاش مي شد ناله «امن يجيب»ام مستجاب علي يارتون. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 2:4 توسط مهدي تهراني
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام… حرف امروز من در مورد انرژي هسته اي و مذاكرات پيرامون اونه حتما بهتر از من ميدونيد كه 10 مرداد تاريخ مهلت ايران به اروپا براي ارائه پيشنهاده… كه البته اونطوري كه بوش مياد ظاهرا امتياز خاصي براي ما در نظر نگرفتن… چيزي كه من نميتونم درك كنم اينه كه چرا ما در مذاكرات اينقدر خودمونو دست كم مي گيريم…و اينكه كِي مي خوايم دست از اين بچه بازيا برداريم…… فكر ميكنم پشتوانه مردمي و از اينجور حرفا اونقدر محكم باشه كه بشه يكم قوي تر بود و اجازه نداد كه اروپا و بطور كلي غرب به زياده خواهيهاي خودش ادامه بده…نبايد از اين نكته غافل بود اين وقت ماست كه داره تلف ميشه نه اونا…..كم كم احساس ميشه داريم زيادي به دشمناي هميشگيمون اعتماد مي كنيم!! اي آخرين ستاره كه تا خير ميكني ………… من زود آمدم تو چرا دير ميكني؟ من زود آمدم به يقيني كه خواب رفت……… خوابي كه اي نيامده تعبير ميكني اي آخرين ستاره با خنده اي زلال ………… شب را اسير صبح فراگير ميكني تنها كجا بهانه ابري كه چشم ماست……… تنها كجا، صبوري تقدير ميكني با من بگو، نرفته به صبح تو مي رسم…… با آن كه وعده وعده مرا پير ميكني (عليرضا دهرويه) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 2:41 توسط مهدي تهراني
|
|
||