تبليغاتX
چشم به راه...
من چشم به راه رسيدنت هستم اي...
سلام....ميدونم كه مدتيه كم كار شدم
دليلش اينه كه موضوعي واسه نوشتن ندارم......... ازتون خواهش ميكنم اگه موضوع خاصي به نظرتون ميرسه واسم بنويسين تا در موردش مطلب بنويسم.

مژده آمد خبري در راه است ... خرم آن دل كه از آن آگاه است

شايد اين جمعه بيايد... شايد ... پرده از چهره گشايد ...شايد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 18:25  توسط مهدي تهراني  | 

تو صد مدينه داغي، تو صد مدينه دردي ... يتيم مي‎شود خاك اگر كه برنگردي
.
تمام شب نيفتاد صداي زوزه باد ... چه باد هاي سردي، چه كوچه هاي زردي
.
دو كوچه آنطرف تر، بپيچ سمت لبخند ... شكوفه مي‎فروشد بهار دوره گردي
.
!كسي مي‎آيد از راه، چه ناگهان چه ناگاه ... خداي من چه روزي! خداي من چه مردي
.
از آسمان چارم، مسيح باز گشته ست ... زمين ولي چه تنهاست، مگر تو باز گردي
.

كاري از عليرضا قزوه
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 0:27  توسط مهدي تهراني  | 

خدا كند غم ديرينه،‌زودتر برسي ... و با سپيده آدينه زودتر برسي
.
جلا دهي دل ماتم گرفته را ز غمت ... به روشنايي آيينه زودتر برسي
.
خدا كند كه براي شكستن پاييز ... بهار پر گل و سبزينه زودتر برسي
.
شب است و تا سحر آرزوي ما اينست ... صفاي هر دل بي كينه زودتر برسي
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 0:31  توسط مهدي تهراني  | 

سلام.
امشب مصادفه با سالگرد آزاد سازي خرمشهر عزيز.
نه اين جمله نميتونه عظمت اين حماسه رو به خوبي نشون بده… امشب ميخوام واستون از سند افتخار يه ملت بنويسم… البته فقط مي‎تونم از فيزيك حماسه بنويسم ولي نوشتن از معنويات اون كار من نيست.
همه ما تا به حال اينو شنيديم كه جنگ رسما از چند ساعت بعد از نيمه روز 31/6/59 شروع شد. در اين روز عراق بوسيله 192 فروند هواپيما با بمباران همه فرودگاههاي كشور و همچنين سايتهاي رادار و سايتهاي موشكي ما جنگي 8 ساله رو كه طولانيترين جنگ تاريخ معاصر جهان در نوع خودشه رو در 800 كيلومتر از مرزهاي ما آغاز كرد.
ولي قبل از اون عراق تهاجمات زيادي به مرزهاي ما داشته بطوري كه در 14 شهريور شهر قصر شيرين رو با توپخانه مورد حمله قرار داد، اولين شهيد جنگ تحميلي هم يك پاسدار از شهر اميديه(شهري در خوزستان ولي دور از منطقه جنگي) در 23/6/59 بود.
فرداي حمله عراق در 31 شهريور، تعداد 162 فروند هواپيما از ايران به عراق حمله كرده و فرودگاهها و نقاط حساسش رو مورد هدف قرار دادن. البته اين تا ماهها كوبنده ترين جواب ايران به تهاجم عراق بود چون در اون موقع بني صدر خائن رئيس جمهور ايران بود و چون اون فرمانده كل قوا هم بود با دادن امكانات و مهمات به جبهه مخالفت ميكرد و معتقد بود كه ما بايد به شيوه اشكانيان زمين بديم و زمان بگيريم تا بتونيم با تجهيز خودمون به عراق حمله كنيم……براساس اين طرح ما بايد تا دزفول و يا مسجد سليمان عقب نشيني ميكرديم…… در حاليكه اين شهرها نقاط شمالي و شرقي خوزستان هستن و با اين كار در حقيقت به يكي از اهداف نهايي خودش كه جداكردن خوزستان بود دست پيدا مي‎كرد!!
حركت براي اشغال خرمشهر توسط عراق از همون ابتداي جنگ شروع شد. در انتهاي بندر جديد خرمشهر و در كنار قلعه شيخ خزعل اروند به رود باريك اما عميقي تبديل ميشه كه عراق با زدن پل روي اون بيشتر امكانات و نفرات خودش رو وارد خرمشهر ميكرد. با اينكه در خرمشهر حداكثر چند صد نفر مقاومت ميكردن ولي ارتش عراق با چندين لشكر مكانيزه!!(هر لشكر در حدود 10000 نفر) در پشت دروازه هاي خرمشهر متوقف شده بود… شهيد محمد جهان آرا در اون موقع فرمانده سپاه خرمشهر بود… نيروهاي ايران هرچقدر كه تقاضاي كمك ميكردن به اونها تجهيزات و نيرو نمي‎رسيد… ولي همين تعداد اندك تونستن 34 روز در خرمشهر مقاومت كنن كه اين در منطق نظامي غير قابل باوره اونم نيروهايي كه فقط آموزش تير اندازي با ژ3 رو ديده بودن در مقابل ارتش عراق كه يكي از آموزش ديده ترين و منسجم ترين نيروهاي زميني رو در منطقه داشت.
شهر بالاخره در ساعت 30/16 روز 4/8/59 سقوط كرد و تعداد كمي از نيروهاي باقيمانده بالاجبار و با دستور عقب نشيني كردن و شهر به دست عراق اشغال شد.
جالب اينجاست كه عراق پس از اشغال خرمشهر در اونجا تاسيسات شهري رو تا حدود كمي دوباره ساخت و به فكر بازسازي اونجا براي اسكان مردم بود!!
تاسيساتي مثل پمپ بنزين ، خيابانها و ميدانها و حتي جالبه بدونين كه اداره آموزش و پرورش خرمشهر رو كه پس از اشغال «محمره» ناميده مي‎شد راه انداخته بود!!!
چون امشب قصد دارم كه فقط در مورد خرمشهر بنويسم از بقيه مسائل رد ميشم و ميرسم به عمليات آزاد سازي خرمشهر كه با نام بيت المقدس انجام شد.
اين عمليات در تاريخ 10/2/61 طي سه مرحله شروع شد. دشمن در منطقه نيروهاي زيادي مستقر كرده بود كه من با استناد به كتاب دوسال جنگ كه در سال 61 چاپ شده اونا رو شمردم كه 8 تا لشكر تا دندون مسلح و حدود 20 تا تيپ مستقل زرهي و معمولي بود.
در ساعت 30/21 روز 1/3/61 عمليات با هدف نهايي آزادي خرمشهر شروع شد. و صبح روز 2/3 ايرانيها از پل نو گذشتن و به كنار شط العرب(يكي از رودهايي كه به اروند ميريزند و از بهم پيوستن دجله و فرات در عراق تشكيل مي‎شود) رسيدن.
در صبح روز 3/3 يه عده از افسرهاي عراقي تصميم ميگيرن كه خودشونو تسليم كنن و به تدريج ديگران هم به اونها مي‎پيوندن بطوري كه مجموع اسراي عمليات به حدود 20000 نفر ميرسه!!!…… حالا حساب كنيد كه براي انتقال اينهمه اسير به پشت جبهه چند تا اتوبوس لازمه؟؟!! من حساب كردم كه اگه هر اتوبوس 40 نفر گنجايش داشته باشه 500 دستگاه توبوس لازمه تا اونا جابجا بشن!!!
اسرا رو اكثرا بصورت پياده توي جاده خرمشهر- اهواز راه انداختن و هر چند صد نفرشونو يه نوجوون ايراني با يه كلاش همراهي ميكرد….. يا مثلا اون جوون به نوبت روي دوش يه عراقي سوار مي‎شد. يا مثلا در يه مورد كه اسرا رو با كاميون انتقال ميدادن يه نوجون كه روي قسمت بالاي كاميون نشسته بود خوابش ميبره و به قسمت پايين مي افته، عراقيها هم بلندش ميكنن و دوباره اسلحه رو به دستش ميدن!!! اينها همونايي بودن كه ميگفتن سرداران قادسيه و نهاوند(دو جنگ بزرگ ايران و اعراب كه در اونها ايرانيها شكست خوردن) برگشتن!!
خلاصه اينطوري بود كه در ساعت 11 صبح روز 3/3/61 خرمشهر پس از 575 روز اشغال توسط عراق از اونها باز پس گرفته شد تا سندي باشه واسه رو كم كني دشمن كه البته در اون موقع تقريبا كل جهان بود!!(قبلا هم نوشته بودم كه 43 كشور رسما اعلام كردن كه در جنگ از عراق حمايت ميكردن كه البته اين شامل مهمترين كشورها ميشه كه سرشون به تنشون مي ارزيد)
پس گرفتن خرمشهر از عراق واقعا پيروزي بزرگي براي ايران بود چون دقيقا بعد از اون بود كه صدام براي بدست آوردن زمان براي بازسازي ارتشش و تبليغات دست به دامن سازمانهاي بين المللي شد تا ايران رو مجبود به آتش بس بكنن و اگه ايران فريب اين مسائل رو ميخورد معلوم نبود كه الان من اصلا وجود داشته باشم كه اين چيزا رو براتون بنويسم يا نه!!!!(من بچه اهوازم)
صدام اين گفته رو بعد از پذيرش قطعنامه 598 توسط ايران هم اثبات كرد. بعد از اينكه ايران با اكراه و از روي اجبار قطعنامه اي رو كه قبلا عراق پذيرفته بود قبول كرد ، مجددا عراق به ايران حمله كرد واز سمت شمال اهواز دوباره تا نزديكي هاي اهواز هم پيشروي كرد!!!
خب ديگه روده درازي بسه… اميدوارم تونسته باشم با گفتن اين حرفاي تكراري ولي غرور آميز بازم خاطره رو كم كني دنيا رو زنده كنم و بدونيد دليل اصلي اينكه به اين راحتي ها ديگه به ايران حمله نظامي نميشه وجود چنين اسناد افتخاريه…ميگيد نه؟…… پس بگيد دليل اينكه آمريكا با اينهمه عظمتش اينهمه ساله داره تهديد به حمله نظامي ميكنه ولي خبري از اومدنش نيست چيه؟
از نظر منطق علوم استراتژيك جنگ ما با عراق امنيت ايران رو حداقل واسه 80 سال آينده تضمين ميكنه.
*********************
قطعه گمشده اي از پر پرواز كم است … يازده بار شمرديم ولي باز كم است
.
اين همه آب كه جاريست نه اقيانوس است … عرق شرم زمين است كه سرباز كم است!!!

علي يارتون.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 1:34  توسط مهدي تهراني  | 

 
Site 
Meter

Search Engine Optimization and Free Submission