|
|
|
|
|
سلام! وارث تنهای بی نشانی ها خدای بیت غزلهای آسمانی ها نیامدی و کهنسالهایمان مردند شکسته٬ پیر و مریضند نوجوانیها چقدر تهمت ناجور بارمان کردند! چقدر طعنه که: «دیوانه ها روانی ها! کسی برای نجات شما نمی آید کسی نمیرسد از پشت ندبه خوانی ها» مسیح آمدنی! سوشیانت! ای موعود تو هرکه هستی از آن سوی مهربانیها- -بگو به حرف بیایند مردگان سکوت زبان شوند و بگویند بی زبانیها هنوز پنجره های ما باز میشوند و هنوز تهی است کوچه از آواز شادمانی ها و زرد میشوند و دانه دانه می افتد کنار پنجره برگ شمعدانی ها ...
"پانته آ صفایی"
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 1:48 توسط مهدي تهراني
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام.....ایندفه یه شعر طولانی واستون گذاشتم...ولی خداییش ارزش خوندنو داره
پس بخونش!!
بارالها! عرصه بر گل تنگ شد روح شبنم در صحاری سنگ شد بارالها! ناودانهامان کرند خوشه هامان خسته و ناباورند خاک ما نسبت به گل مسئول نيست کشت شبنم بين ما معمول نيست ما به تعويق زمان افتاده ايم ما به کنج کهکشان افتاده ايم از تو ميجوييم سمت باد را سايه های سبز بی فرياد را ما گرفتاريم با جرمی جهول در ظلومستان عصری بی رسول رقص ما بر گرد تشييع تن است بهترين آوازمان از شيون است ما گرفتاريم در قرنی مذاب زير سقف سربء عصری بی کتاب خاک خواهانء دشمن سنجاقکند دوستداران شقايق اندکند نهر راه سبزه را گم کرده است نرخ زيبايی تورم کرده است جز صدای شوم شبنم خوارها نيست باغی در طنين سارها نسترن رسوای خاص و عام شد خون داوودی مباح اعلام شد زاهدان رفتند شب با قافله نيست آواز نماز قافله هيچکس با گريه خود قهر نيست لولی بر بط زنی در شهر نيست ماه رفت و ياسها ياغی شدند سيب های کرمکی باغی شدند کودکان با ني لبک بيگانه اند دختران در حسرت پروانه اند ما به سوی آبهای ناگوار بسته ايم از برکه بابونه بار ای خدا! آواز ده خورشيد را بين ما تقسيم کن توحيد را گله ای بخش از شبانان امين رسم شيون را برانداز از زمين دست هر آلاله يک بيرق بده کسب و کار باد را رونق بده قفل شبهای "حرا" را باز کن کوه بعثت را طنين انداز کن از زمين بردار رسم لرزه را منزوی کن آبهای هرزه را "احمد عزيزی"
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 3:1 توسط مهدي تهراني
|
|
||
|
|
|
|
|
بتی که راز جمالش هنوز سربسته است به غارت دل سودائیان کمر بسته است به یازده خم می گرچه دست ما نرسید بده پیاله که یک خم هنوز سربسته است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 1:52 توسط مهدي تهراني
|
|
||