|
|
|
|
|
صبح بی تو رنگ بعداز ظهر یک آدینه دارد بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو میگویند تعطیل است کار عشقبازی عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه میخواند به انکار تو٬ اما خاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم٬ یادم آمد عشق با آزار٬ خویشاوندی دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عاشقان پر میکشد با بیقراری آن کبوتر چاهی٬ زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید آن که در دستش کلید شهر پر آئینه دارد
"قیصر امین پور" |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 1:56 توسط مهدي تهراني
|
|
||
|
|
|
|
|
سيد حسن تو ننگ اعرابي !!! نام تو را بایداز فهرست اعراب شایسته خط بزنیم !! تو بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات لم بدهی و چرت تابستانی ات را با دود قلیان مفرح کنی !!!! تفنگ دست میگیری و از پشت تریبون المنار با نعرههایت چرت ما را پاره میکنی !!! تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن! نه شکمت آن اندازه است که از پشت دشداشههای سفید وقار عربی ات را نمایان کند نه چفیه و عقال داری تازه عمامه سیاه سرت میگذاری که ما را به یاد خمینی میاندازد، !! که یکبار چرت مان را پاره کرده بود تو ننگ عربی، سید حسن! بجای آنکه در حرمسرایت بگردی و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی!! تا فردا در بهشت برای مغازله با حوریان آماده باشی در مخفیگاهت که نمیدانیم کجاست می نشینی و نهج البلاغه میخوانی تو کافر شده ای، سید حسن! و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم... فقط به رسم مردان بزرگ عرب صادق باش و بگو برد موشکهایت به ریاض که نمیرسد؟!!!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 1:31 توسط مهدي تهراني
|
|
||