|
|
|
|
|
خدایا اگر دستبند تجمل نمی بست دست کمانگیر ما را کسی تا قیامت نمی کرد پیدا از آن گوشه کهکشان تیر ما را ولی خسته بودیم و یاران همدل به نانی گرفتند شمشیر ما را ولی خسته بودیم و می برد طوفان تمام شکوه اساطیر ما را طلا را که مس کرد٬ دیگر ندانم چه خاصیتی بود اکسیر ما را |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 0:52 توسط مهدي تهراني
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
از شروع جنگ تحمیلی در شهریور ۵۹ تا اسفند سال ۶۶ بسیاری از شهرهای ایران که به مرز نزدیکتر بودن از جمله دزفول و اهواز مدام زیر موشکباران عراق قرار داشت. روزی نبود که دزفول با موشکهای ۹ و ۱۲ متری هدف قرار نگیره....وقتی صحبت از موشک ۹ یا ۱۲ متری میشه یعنی اگه این موشک درست اصابت کنه میتونه یک خیابون رو به طور کامل تخریب کنه!! خب البته این توی جنگی با اون مشخصات خیلی هم دور از ذهن نبود...ولی ادامه این موشکباران ظاهرا خیلی هم مردم و مسئولین رو در تهران تحت فشار قرار نمیداد....تا اینکه زمان گذشت و به اسفند سال ۶۶ رسیدیم.....بدلیل عمق استراتژیک پایتخت ایران نسبت به بغداد موشکهای دوربرد عراق نمیتونستن به تهران برسن ولی در اون تاریخ کارشناسای آلمان شرقی به کمک اومدن و عراق با بهینه سازی موشکهای خودش موفق به موشکباران تهران شد. من حساب کردم از شروع بمباران و موشکباران اهواز و دزفول تا پایان جنگ حدود ۸۰ ماه طول کشید و از شروع موشکباران تهران تا پایان جنگ فقط حدود ۶ ماه زمان نیاز بود!! و به نظر میرسه فرار مردم از تهران و فشار افکار عمومی روی پایان جنگ تاثیر زیادی داشته. همه این قصه رو تعریف کردم که بگم ظاهراْ دوباره این جریان داره تکرار میشه! ما توی اهواز و کلاْ خوزستان و ایلام و استانای اطراف چندین ساله که در حال خاک خوردن هستیم! اونم با شدت ۱۸-۲۰ برابر حد مجاز آلاینده ها!! تا اونجا که یادمه شاید فقط ۲ روز به این علت٬ ادارات و مدارس و بانکا و .... تعطیل شدن. امسال هم که دیگه هوا افتضاح شده و بیشتر روزهای سال همراه با گردوغبار وحشتناک همراه بوده اصلا هیچکدوم از مسئولین صداشون هم در نیومد.........اما همینکه فقط یک بار یه سر سوزن از این غبار به تهران رسید فوری همه جارو تعطیل کردن که مبادا توی تهران کسی سرفه کنه! مثل اینکه موشکها دوباره کار خودشونو کردن..........اینبار هم از سمت عراقه البته!!! راستی.........واسه چندمین بار میگم.ما هنوزم نسبت به جریان صادرات نفت و ریختن پول توی جیب آقایان پایتخت نشین متعهد هستیم!!!!!!!
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 2:6 توسط مهدي تهراني
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام
این روزا اوضاع و احوال مملکت نا آرومه....البته این مملکت که من میگم ظاهراْ شامل اهواز - که من توش زندگی میکنم- نمیشه! چون شکر خدا اینجا از این خبرا نیست..... به همه اهالی پایتخت که این مطلبو میخونن عرض میکنم که خیالتون کاملا راحت باشه٬ ما توی اهواز متعهد به صادرات بدون وقفه نفت و ریختن پول اون به جیب شما هستیم! خیلی جالبه....توی مملکت داره یه نوع کودتا صورت میگیره: " کودتای مخملی" اینکه گروه اقلیت یک کشور اونم فقط در پایتخت اون کشور تصمیم بگیرن که بر مقدرات سیاسی کشور حاکم بشن جز شروع دیکتاتوری از طریق یه کودتا اسم دیگه ای رو نمیشه روش گذاشت حالا این وسط رهبر کودتا کیه؟؟!! میر حسین موسوی! جالبه ها.....آقای "چیز" تبدیل شده به یه رهبر!!! رهبری که به نمایندگی از جریان ضد نظام فعلا مشغول تاخت و تازه.... و بزودی هم تاریخ مصرفش تموم میشه و باید توی سطل زباله تاریخ دنبالش گشت! باور نمیکنید؟؟!! ...... اشکال نداره......لطفاْ فقط چند ماه صبر کنید! چون این آقا تنها کاندیدایی بود که لازم بود برای جلب توجه مردم نسبت به اون٬ رئیس جمهور سابق ایران بیاد و دستشو بگیره و به مردم معرفی کنه که آی مردم اون مشاور ارشد دولتای سابق که میگن همیشه پشت پرده بوده اینه ها ! خود منم فکر میکردم الان به چه اعجوبه ای طرف هستیم!... تقصیر من نیس که٬ خب نمیشناختمش فکر میکردم حتما طرف یه تحفه ای هست که اینطوری در موردش صحبت میکنن من اصلا از خاتمی هم خوشم نمیاد ولی به نظر من خاتمی در مقابل موسوی مثل مهندسه در مقابل کارگر افغانی! باز خاتمی چهارتا کلمه واسه زدن مخ خلق اله بلد بود...ولی این موسوی که اصلا کاملا خسته! به نظر میرسه..... حتی تصور حضور موسوی توی دانشگاه کلمبیا و یا سخنرانی توی سازمان ملل هم سخته........با اینهمه "چیز"ی که میگه حتما آمریکاییا فکر میکردن طرف داره از کارخونه پنیرش واسشون تعریف میکنه! کاش میشد انتخابات دوباره تکرار بشه٬ اینطوری احتمالا اختلاف آرا به ۱۵ میلیون میرسید.... و به این ترتیب رکورد تقلب تو این مملکت شکسته میشد!!!! راستی یه سوال.... این جمهوری اسلامی چطوری تونسته توی ۱۱۰۰۰۰۰۰ رای تقلب کنه؟؟؟؟!!!!!! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 2:57 توسط مهدي تهراني
|
|
||