تبليغاتX
چشم به راه...
من چشم به راه رسيدنت هستم اي...
 

چهارده قرن می شود که تورا منتظر مانده اند باران ها

تا بیایی و پیش مقدم تو آب و جارو شود خیابانها

 

چهارده قرن می شود که هنوز همه بادهای سرگردان

روز و شب در پی تو می گردند ناگهان می رسند طوفانها

 

چهارده قرن با غمت طی شد چه غزلها که در گلو مردند

پای عشق تو ای گل زهرا عاشقان داده اند تاوانها

 

چهارده قرن راه آمده ایم و پس از این مسیر طولانی

سست گردیده گامها اما سست تر گشته اند ایمانها

 

چهارده قرن خسته از تزویر در گلوی تو استخوان سکوت

چهارده قرن رفته است و هنوز بر سر نیزه اند قرآنها

 

غزل امشب دخیل بسته تورا به ولای چهارده معصوم

چهارده قرن انتظار بس است بازگرد ای نجات انسانها

 

                                     "مهران حسینی"

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 14:50  توسط مهدي تهراني  | 

 
Site 
Meter

Search Engine Optimization and Free Submission